تبليغاتX
اگه خستم یا شکستم هر چه هستم عاشق هستم

يكسال گذشت و علي هم رفت اما تموم خاطراتش مونده با دل شكسته من !!!

+ نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه یکم مهر 1388 و ساعت 16 |

نمیخواستم عکساتو پاره کنم.

نمیخواستم دلو بیچاره کنم

نمیخواستم تورو اواره کنم

ولی مجبور شدم این کارو کنم. ولی مجبور شدم این کارو کنم

نمیخواستم تو بیفتی از چشام

نمیخواستم بمونی بازم به پام

نمیخواستم ببینم اشک تورو

عزیزم گریه دیگه بسه برو

عزیزم گریه دیگه بسه برو


نمیخواستم تو بمیری تا بمیرم

نمیخواستم نمیخواستم

میدونستم تو بری تنها میمیرم .میدونستم تو بری تنها میمیرم

+ نوشته شده توسط حامد در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 11 |
اگه تورو خواستن اشتباهه

                                   اگه باتوبودن اشتباهه

 اگه عاشق توبودن اشتباهه  

                                  اگه واسه تومردن اشتباهه

پس توبهترين وقشنگترين

                                  اشتباه زندگي من هستي

+ نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 و ساعت 19 |

علی

       علی

              علی

                     علی

                            علی

                     علی

              علی

       علی

علی

علی رفت !!!


+ نوشته شده توسط حامد در سه شنبه یکم مرداد 1387 و ساعت 15 |
نگاهی آشنا به یاس کردم         تو را در برگ گل احساس کردم

خلاصه در کلاس ناز چشمات      دو واحد مهربانی پاس کردم

+ نوشته شده توسط حامد در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 18 |
برای عشق تمنا كن ولی خار نشو. برای عشق قبول كن ولی غرورتت را از دست نده . برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو. برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه. برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن . برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر . برای عشق وصال كن ولی فرار نكن . برای عشق زندگی كن ولی عاشقونه زندگی كن . برای عشق بمیر ولی كسی رو نكش . برای عشق خودت باش ولی خوب باش

+ نوشته شده توسط حامد در سه شنبه ششم شهریور 1386 و ساعت 12 |

محال نیست!!!

گل ياس تا تو رو ديده

رنگ و روش بيشتر پريده

رفته از دکه ي گلخونه

کمي سرخاب خريده

 

گل ياس خبر نداره

رنگت از شرم و حيا ته

سرخ شدي وقتي که گفتم

دل من همش باهاته

 

محال نيست تو رو داشتن محال نيست

تو گفتي من و ميخواي اين خيال نيست

 

عطر گل ها رو ميدوشم تشنه دريا

واست خونه ميسازم از صدف ها

خدا شاهدمه تو آسمونا

تو رو ميخواستم از تموم دنيا

 

محال نيست تو رو داشتن محال نيست

تو گفتي من و ميخواي اين خيال نيست

 

گل يخ تا تو رو ديده

يخ زده ديگه بريده

به قشتگي تو هرگز

گلي تو باغچه نديده

 

خدا با تموم احساس

تو رو اينجور آفريده

با قلمو هاي رنگين

تو رو زيبا تر کشيده

 

محال نيست تو رو داشتن محال نيست

تو گفتي من و ميخواي اين خيال نيست.

 

 

 

گر چه تو نیستی!!!

 

گرچه تو نيستي

اما با خيال وجودت

باز بوي تو توي كوچه هاي احساسم مي پيچد

باز آهنگ مؤزون قدم هايت در رهگذر خيالم مي نوازد

باز نسيم دستانت غبار از حلقه مسكوت قلبم مي روبد

باز گل لبخند در باغچه رويايم جوانه مي زند

باز تجسم غروب جاده وسايه اي به امتداد آرزوهايم نقش مي بندد

گر چه غمگنانه كوچ كرده اي

اي مهاجر

آه اي مهاجر

اين آشناي هجرت را با خود نمي بري ؟

من يعني يادتو

تا بيايم از دست يادهايت بياسايم

مي ميرم

آه اي مهاجر

اين آشناي هجرت را باخود نمي بري ؟

+ نوشته شده توسط حامد در شنبه چهارم فروردین 1386 و ساعت 1 |

 

آتش عشق پس از مرگ نگردد

زير خاكستر ذهنم باقيست

آتشي سر كش و سوزنده هنوز

يادگاريست ز عشقي سوزان

كه بود گرم و فروزنده هنوز

عشقي آنگونه كه بنيان مرا

سوخت تا ريشه و خاكستر كرد

غرق در حيرتم از اين كه چرا

مانده ام زنده هنوز

گاه گاهي كه دلم مي گيرد

پيش خود مي گويم

آن كه جانم را سوخت

ياد مي آرد از اين بنده هنوز

سخت جاني را بين

كه نمردم از هجر

مرگ صد بار به از

بي تو بودن باشد

گفتم از عشق تو من خواهم مرد

چون نمردم هستم

پيش چشمان تو شرمنده هنوز

گر چه از فرط غرور

اشكم از ديده نريخت

بعد تو ليك پس از آن همه سال

كس نديده به لبم خنده هنوز

گفته بودن كه از دل برود يار چو از ديده برفت

سال هاست كه از ديده من رفتي، ليك

دلم از مهر تو آكنده هنوز

دفتر عمر مرا

دست ايام ورق ها زده است

زير بار غم عشق

قامتم خم شد و پشتم بشكست

در خيالم اما

همچنان روز نخست

تويي آن قامت بالنده هنوز

در قمار غم عشق

دل من بردي و با دست تهي

منم آن عاشق بازنده هنوز

"آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش"

گر كه گورم بشكافند عيان مي بينند

زير خاكستر جسمم باقيست

آتشي سر كش و سوزنده هنوز

 

 

 

آه از او بیاموزید!!! 

آسمانها..... آه..... اي آسمانها

از او بزرگي را بياموزيد

ستارگان آسمان..... آه..... اي ستارگان

از چشمان او درخشيدن را بياموزيد

ابرهاي آسمان ..... آه..... اي ابرها

از چشمان او باريدن را بياموزيد

بادها .....آه..... اي بادها

از صداي او فرياد را بياموزيد

نسيمان بهاري..... آه..... اي نسيمان

از دستان او نوازش را بياموزيد

کوه هاي بلند..... آه..... اي کوه ها

از شانه هاي او استقامت را بياموزيد

دريا هاي آرام..... آه..... اي درياها

از دل او آرامش را بياموزيد

پرندگان کوچک.....آه..... اي پرندگان

از او سبکبالي را بياموزيد

فرشتگان..... آه..... اي فرشتگان

از او پاکي را بياموزيد

شب هاي تاريک..... آه..... اي شبها

از چشمان او سياه بودن را بياموزيد

آبها..... آه..... اي آبها

از دل او زلالي را بياموزيد

شمع ها..... آه..... اي شمع ها

از او جان فدايي را بياموزيد

شقايق ها..... آه..... اي شقايق ها

از او عاشق بودن را بياموزيد

گلها..... آه..... اي گلها

از او لطافت و نرمي را بياموزيد

خورشيد آسمان..... آه..... اي خورشيد

از وجود او گرما را بياموز

ماه آسمان..... آه..... اي ماه

از رخ او مهتابي بودن را بياموز

زمين..... آه..... اي زمين

از او سخاوت را بياموز

غروب..... آه..... اي غروب

از رفتن او غمگيني را بياموز

سپيدي..... آه..... اي سپيدي

از او يکرنگي را بياموز

سپيده..... آه..... اي سپيده

از او تازگي را بياموز

بهاران..... آه..... اي بهاران

از او طراوت را بياموز

+ نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه یکم فروردین 1386 و ساعت 4 |
   گاو و الاغ و اردک

                                

                                 کبریت و گاز و فندک

   گنجشک و غاز و لک لک

                                

                                 ولنتاینت مبارک.

 

 

دلي که دلدار داره

دلي که دلدار داره

نازش خريدار داره

عزيز هر انجمنه

رونق بازار داره

 

دل که بي دلدار باشه

از همه بيزار باشه

فرقي براش نميکنه

گل باشه يا خار باشه

 

اي شوخ مرا چشم تو سرگردون کرد

در پيچ و خم زلف تو در زندون کرد

در حق دل من اين ستم بود که دل

نيش سخن از تو ديد و نوش جون کرد

 

اي کاش دلم را گواهي ميداد

يا اينکه شهادت شفاهي ميداد

يا اينکه سر مرا که بي سامان اشت

دست تو نويد سر پناهي ميداد

 

اي شوخ مرا چشم تو سرگردون کرد

در پيچ و خم زلف تو در زندون کرد

در حق دل من اين ستم بود که دل

نيش سخن از تو ديد و نوش جون کرد

 

من از تو بغير از تو تمنايم نيست

در هيچ کجا بدون تو جايم نيست

با وعده ي فردا مرا سرگرم نکن

امروز بيا اميد فردايم نيست

 

+ نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 و ساعت 18 |

دوست دارم با اشتياق بميرم ولي با دلمردگي زنده نباشم مي خواهم ا عماق نفسم گرسنه عشق و زيبايي باشد.

 

 

 

ثروت منشا بديهاي آدمي است و عشق سر چشمه سعادت و نور.

 

 

 

سعادت زن به بزرگي و بخشش و صبر مرد نيست بلکه به عشقي است که روح او را به روح مرد پيوند مي دهد و عواطف او را با مرد به يک عضو در پيکر زندگي و کلمه واحد بدل مي سازد.

+ نوشته شده توسط حامد در شنبه هجدهم آذر 1385 و ساعت 3 |

 

 

بدان خاطر که زمان زيادي را با تو گزرانده ام

 

به تو فکر کرده ام

 

با تو حرف زده ام

 

در کنار تو کاري را انجام داده ام

 

بايد بپذيرم

 

که تو نيز مي تواني اشتباه کني

 

و تو نيز

 

بايد اشتباهات من را بپذيري

 

و نبايد بگذاريم اين اشتباهات ما را آزرده سازد

 

بلکه بايد

 

آنها را ناديده بگيريم

 

نمي توانم از تو بخواهم که کامل باشي

 

نمي تواني از من بخواهي که کامل باشم

 

هيچ کس...

 

بايد بر خوبي هاي يکديگر

 

تکيه کنيم

 

تا عشق ما

 

نيک و شاداب,جاودان بماند.

 

 

+ نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه هشتم آذر 1385 و ساعت 20 |

 

اگر در زندگي هدفي داري

 

که رسيدن به آن تلاش بسيار مي خواهد

 

کوشش بسيار مي طلبد

 

نيازمند علاقه بسياري است

 

و دست يافتن به آن به مبارزه نياز دارد

 

هميشه در انتظار

 

صبح خواهي بود

 

تا ببيني روز نو براي تو چه خواهد داشت

 

اگر در زندگي کسي را داري

 

که تو را کاملا درک مي کند

 

ايده هايش مانند توست

 

به تو اطمينان دارد

 

و به آنچه که مي کني ايمان دارد

 

هميشه در انتظار شب خواهي بود

 

چون هرگز تنها نخواهي بود!!!

 

+ نوشته شده توسط حامد در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385 و ساعت 23 |
سلام به همه .

من امروز خیلی خوشحالم

چون امروز تولد منه

مبارکم باشه

فعلا بابای

 

 

عشق

اشک رازي ست

لبخند رازي ست

عشق رازي ست

 

اشک آن شب لبخند عشقم بود

اشک ديشبم براي لبخند رويت بود

آيا به روي من مي خندي؟

آيا مرا ميفهمي؟

 

 

قصه نيستم که بگوئي

نغمه نيستم که بخواني

صدا نيستم که بشنوي

يا چيزي چنان که ببيني

يا چيزي چنان که بداني...

 

من درد مشترکم

مرا فرياد کن.

 

 

 

درخت با جنگل سخن ميگويد

علف با صحرا

ستاره با کهکشان

و من با تو سخن ميگويم

 

 

نامت را به من بگو

دستت را به من بده

حرفت را به من بگو

قلبت را به من بده

من ريشه هاي تو را در يافته ام

با لبانتبراي همه لبها سخن گفته ام

و دست هايت با دستان من آشناست.

 

 

در خلوت دوشن با تو گريسته ام

براي خاطر زندگان

ودر گورستان تاريک با تو خوانده ام

زيباترين سرود ها را

زيرا که مردگان اين سال

عاشق ترين زندگان بوده اند.

 

دستت را به من بده

دستهاي تو با من آشناست

اي ديريافته با تو سخن ميگويم

بسان ابر که با توفان

بسان علف که با صحرا

بسان باران که با دريا

بسان پرنده که با بهار

بسان درخت که با جنگل سخن ميگويد

 

زيرا که من

ريشه هاي تو را دريافته ام

زيرا که صداي من

با صداي تو آشناست.

 

+ نوشته شده توسط حامد در جمعه نوزدهم آبان 1385 و ساعت 11 |

  کسانی که عاشقند!!!

 

مي خواستم زيباترين كلام را به ياري بگيرم ، تا صميمانه ترين عشق ها را تقديمت كنم ، ذهنم ياري نكرد . پنداشتم كه ساده نوشتن چون ساده زيستن زيباست ، پس ساده و بي تكلف مي گويم : دوستت دارم .....!

 

 

 

 

اگه کسي رو دوست داري،نه براش ستاره باش،نه آفتاب،چون هر دو شون مهمون زود گذرند،پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي

.....!

 

 

 

 

اگر قلبی شکست بهتر است با شکستگی هایش به راه عشق ادامه بدهد .....!

 

 

 

 

اگر می خواهید با لحن عاشقانه سخن بگویید ، باید صدایتان آرام باشد .....!

 

 

 

 

عشقی که منجر به لکنت زبان و من و من کردن می شود شایسته است که لقب بهترین عشق را به خود بگیرد .....!

 

 

 

 

عشق بدون حسادت هرگز وجود ندارد .....!

 

 

 

 

بوسه ، حقه ای عاشقانه است که طبیعت ، آن را طراحی کرده تا به هنگام جاری شدن کلمات اضافه ، دهان را ببندد .....!

 

 

 

 

اگر قادرید بگویید عاشق هستید ، بی گمان عاشق هستید اما میزان عشق شما کم است .....!

 

 

 

 

عشق یعنی هرگز احساس پشیمانی نکردن .....!

 

 

 

 

احساس دلسوزی یک قدم تا عشق فاصله دارد .....!

 

 

 

 

آنان که عشق خود را بروز نمی دهند عشاق نیستند .....!

 

 

 

 

بوسه طولانی علامت جوانی و عشق است .....!

 

 

 

 

عشقی که با با اشک های چشم شستشو شود ، همیشه پاکیزه و تمیز و زیبا خواهد ماند .....!

 

 

 

 

هرگز از عشقت دم نزن ، که عشق آن است که ناگفته بماند . نسیم هم در سکوت ، نادیده پا می کشد .....!

 

 

 

 

محبوبم ،اشک هايت را پاک کن!زيرا عشقي که چشمان ما را فرا گشوده و ما را خادم خويش

 

ساخته،موهبت صبوري و شکيبايي را به ما ارزاني مي دارد.اشک هايت را پاک کن و آرام

 

بگير،زيرا ما با عشق ميثاق بسته ايم و براي آن عشق است که رنج نداري،تلخي بي نوايي و

 

درد را تاب مي آوريم.....!

 

 

 

 

عشق چيزي شگفت انگيز است . هيچ گاه نبايد آن را از كسي گرفت و به ديگري داد . عشق هميشه آن قدر هست كه به همه برسد .....!

 

 

 

 

عشق مانند آفتاب بعد از باران ، آرامش بخش است .....!

 

 

 

 

نديدن معشوق باعث شديدتر شدن عشق مي شود ديدن و در حضور عشق بودن پايه ي عشق را محكم مي كند .....!

 

 

 

 

عشق بهتر از هر لباسي در برابر سرما از ما محافظت مي كند . عشق ما را تغذيه مي كند و گرم نگه مي دارد .....!

 

 

  کسانی که عشق را از دست داده اند!!!

 

 

 

عشق ورزیدن به کسی که شما را تحقیر می کند مانند لیس زدن عسل از لبه ی تیغ است ......!

 

 

 

 

 

قلبی که نور عشق آن ضعیف است بر زن زیبا پیروز نمی شود .....!

 

 

 

 

من نه تنها دوست دارم عاشق باشم بلکه دوست دارم کسی به من بگوید : دوستت دارم .....!

 

 

 

 

جادوی عشق اول ، ناآگاهی ما در این زمینه است که آن عشق هرگز پایانی ندارد .....!

 

 

 

 

هیچ عشقی ، عشق اول نمی شود .....!

 

 

 

 

اگر عاشق کسی هستید که عاشق شما نیست ، در نیمه های شب دردی را در سینه ی خود احساس می کنید .....!

 

 

 

 

در گذشته ای دور  و از یاد رفته ، تو مانند ستاره ای برای من می درخشیدی ، در حالی که تاریکی شب با چشم انداز من در کشاکش بود . و من عاشق تو بودم و بهتر از آن که تو می دانستی .....!

 

 

 

هنگام رسیدن و جدا شدن دو عاشق ، دو لحظه گرانبها از لحظات زندگی محسوب می شود .....!

 

 

 

 

 

عشق زن سرمایه ایست که تا صد در صد نفع نکند آن را به کسی نمی سپارد .....!

 

 

 

 

عشق فاقد لذت است آنگاه که نتواند در خفا بماند .....!

 

 

 

 

غالبا عشق در فراغ تقویت ، در وصال تقلیل یافته و در ازدواج نابود می شود .....!

 

 

 

 

در خواب و در عشق غیر ممکنی وجود ندارد .....!

 

 

 

 

هر کودک دبستانی می تواند مثل احمق ها عاشق شود . اما چگونگی ابراز تنفر یک هنر است .....!

 

 

 

 

کلیسا چون نمی توانست عشق را از میان بردارد بر آن شد که دست کم ضد عفونی اش کند و ازدواج را درست کرد .....!

 

 

 

 

در زندگی یک زن هیچ چیزی ماندگار تر از تصویری نیست که از خود در قلب مردی می سازد .....!

 

 

 

 

عشق داغی است که همواره بر جا می ماند .....!

 

 

 

 

عقل را عشق همیشه گول میزند .....!

 

 

 

من دریافتم که تحمل کردن بار سنگینی مسئولیت و ادای وظیفه ی پادشاهی ، به شیوه ای که آرزویش را داشتم ، بدون کمک و حمایت کسی که عاشقش هستم ، امکان پذیر نیست .....!

 

 

 

 

 

عشق يا هست يا نيست . علاقه هاي كوچك را نمي توان به حساب عشق گذاشت .....!

 

 

 

 

عشق را كنار بگذاريد تا جهان تبديل به گورستان شود .....!

 

 

 

 

هر كسي اين حقيقت را تجربه كرده كه عشق شبيه جويباري روان است كه به آن بي توجهي و بي اعتنايي شده است . اما هنگامي كه آب اين جويبار يخ بست ، مردم تازه به ياد مي آورند كه وقتي جويبار جاري بود چگونه بود و مي خواهند دوباره نهر ، جاري شود .....!

 

 

 

 

آيا راست است كه آدمي از عشق ميميرد ؟ شايد     ....      پاسخ را بعد ها فهميدم بعد ها   ...    وقتي عاشقت شدم  .....!

 

 

 

 

   

کسانی که عاشق نیستند!!!

 

 

 

 

هرگز نباید دنبال کسی بگردیم که فقط حاظر است با ما ازدواج کند بلکه باید کسی را بیابیم که همواره عاشقمان باشد و روز به روز آتش این عشق شعله ورتر گردد ، تا بتواند ما را در زندگی خوشبخت سازد .....!

 

 

 

 

عاشق بودن بسیار ارزشمند است زیرا تکامل می یابید و این اندیشه در شما ایجاد می شود که انسان مهمی هستید .....!

 

 

 

 

عشق ، غیر منتظره و ناگهانی به وجود نمی آید بلکه شما باید نیز مانند یک اپراتور رادیو علائمی بفرستید .....!

 

 

 

 

عشق آتش زندگی است یا می سوزاند و یا پاک می کند .....!

 

 

 

 

در زندگی هیچ چیزی وجود ندارد که شیرنی آن به اندازه نیمی از شیرینی یک رویای نو پای عشق باشد .....!

 

 

 

 

گذر زمان برای انسان های منتظر :کند است ، برای انسان های وحشت زده : سریع برای انسان های غمگین : طولانی برای انسان های شاد:کوتاه اما برای آن ها که عاشق اند زمان جاودانگی است . ساعت ها می گذرند ، گل ها میمیرند ، روز های جدید ، راه های جدید ، سپری می شوند . فقط عشق است که می ماند . عشق اشتیاقی کامل  و همگانی برای مشارکت و همدلی نه فقط در مورد احساسات بلکه در مورد کل ذات و سرشت
آدمی .....!

 

 

 

 

هیچ چیز در زندگی ، نیمی از شیرینی رویاهای عشق در جوانی را ندارد .....!

 

 

 

 

عشق چراغ زندگی است .....!

 

 

 

 

مردم بی عشق کورانی هستند که به هیچ وجه به منزل نخواهند رسید .....!

 

 

 

 

یک قلب می تواند هزار بار فکر خود را به کار برد ولی به قدر آنچه عشق یک روز یاد می دهد کسب نتواند کرد .....!

 

 

 

 

کسی که عاشق نبوده زندگی نکرده است .....!

 

 

 

 

چه ارزشی دارد در برابر لحظه ای عشق  همه ی آنچه آدمی قرن ها کرده و اندیشیده است ؟؟؟؟؟

 

 

 

 

راه عشق ورزیدن به چیزی ، این است که بدانیم شاید از دستمان برود .....!

 

 

 

 

سال خوردگی مانع عاشق شدن شما نمی شود ، اما عشق تا حدی مانع پیری تان می شود .....!

 

 

 

 

عشق ، هرگز سن و سال نمی شناسد .....!

 

 

 

 

 

عشق ،تنها آزادي در دنياست،زيرا چنان روح را تعالي مي بخشد که قوانين بشري و پديده هاي

 

طبيعي مسير آن را تغيير نمي دهند.

 

 

 

هنگامي که عشق به شما اشارتي کرد از پي اش برويد،

 

هنگامي که با بال هايش شما را در بر مي گيرد،تسليمش شويد،

 

گرچه ممکن است تيغ نهفته در ميآن پر هايش مجروحتان سازد.

 

وقتي با شما سخن مي گويد باورش کنيد،

 

گرچه ممکن است صدايش روياهايتان را پراکنده سازد،همانگونه که باد شمال باغ را بي بر مي

 

 کند.

 

زيرا عشق همانگونه که تاج بر سرتان مي گزارد،به صليبتان مي کشد.

 

همان گونه که شما را مي پروراند،شاخ و برگتان را هرس مي کند.

 

همان گونه که از قامتتان بالا مي رود نازک ترين شاخه هاتان را که در افتاب مي لرزند نوازش

 

 مي کند،

 

به زمين فرو مي رود و ريشه هاتان را که به خاک چسبيده اند مي لرزاند.

 

عشق شما را همچون بافه هاي گندم براي خود دسته مي کند.

 

مي کوبدتان تا برهنه تان کند.

 

سپس قربالتان مي کند تا از کاه جداتان کند.

 

آسيابتان مي کند تا سپيد شويد.

 

ورزتان مي دهد تا نرم شويد.

 

آنگه شما را به آتش مقدس خود مي سپارد تا براي ضيافت مقدس خداوند،ناني مقدس شويد.

 

زندگي بدون عشق مانند درختي مي ماند بدون شکوفه و ميوه.عشق بدون زيبايي ،به گل هايي

 

 مي ماند بدون رايحه به ميوه هايي که هسته ندارند...

 

زندگي عشق و زيبايي يک روحند در سه بدن که نه از يکديگر جدا مي شوند و نه تغيير مي

 

 کنند.

 

جان هاي خاکي ما که اشتياقي پنهان به حقيقت دارند

 

گاه به گاه براي مصالح زميني از آن دور مي شوند،

 

و براي هدف زميني از آن جدا مي افتند.

 

با اين وجود،همه روح ها در داستان امن عشق اقامت دارند

 

تا زماني که مرگ از راه برسد و آن ها را نزد خدا به عالم بالا ببرد.

 

 

براي خاطر عشق به من بگو،آن شعله چه نام دارد که در دلم زبانه مي کشد،نيرويم را مي بلعد و

 

 اراده ام را زايل مي کند؟

 

 

 

 

چه كسي مي گويد كه علاقه شما را هرگز به جايي نمي رساند ؟ اگر عشق به اعماق دلتان نفوذ كند از خوشي در عالم هپروت به سر مي بريد .....!

 

 

 

 

عشق مانند گياهي لطيف و حساس است . اگر به موقع تغذيه شود ، تنومند و مقاوم خواهيد شد . اما اگر از آن غفلت كنيم ، به زودي پژمرده مي شود و مي ميرد .....!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه سوم آبان 1385 و ساعت 14 |

 

 

در روياهايم

 

 او را مي ديدم

 

 او که

 

 با هوش،زيبا

 

 پر احساس و توانا

 

 خلاق و شاد

 

 نيرومند و دانا بود

 

 او

 

 که مرا

 

 غرق در عشق کرده بود

 

 و از آنجا

 

 که رويا

 

 تنها انديشه اي پر ز آرزوست

 

 هيچ گاه انتظار نداشتم

 

 کسي را بيابم

 

 که وجودش

 

 سرشار از اين ويژگي هاي نيک باشد

 

 و سپس

 

 تو را ديدم

 

 و تو نه تنها

 

 ايمانم را به رويا

 

 زنده کردي

 

 حتي

 

 از رويايم نيز

 

 شگفت انگيزتري

 

 

 

+ نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیستم مهر 1385 و ساعت 14 |

 

دلم می خواست بهت بگم ... کاش می شد

 

نمی دونستم عاشق شدن این قدر سخته

 

اگه می دونستم ... نه نمی شدم

 

اما حالا دیگه کاریش نمی شه کرد

 

هر وقت دلم بخواد می تونم ببینمت

 

وقتی دلم برات تنگ می شه چشمامو می بندمو

 

سرمو یه گوشه ای تکیه می دم و فکر می کنم ، فکر می کنم

 

به همه خوبیات ، قشنگیات و تموم اون چیزایی که

 

 نمی شه بیان کرد یا نوشتشون

 

خدایا کاش می شد اونم مثل من ... ، تعم عاشقیو بچشه

 

خدایا کاش می شد یه بار ، فقط یه بار از ته قلبش

 

بهم بگه دوست دارم و بس .

 

+ نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 0 |

yekam_fekr_koni_mibini_zendegi_arzeshe_zende_

bodano_nadare_Age_yekam_bishtar_fekr_koni_mibini_

zendegi_arzeshe_mordanam_nadare_Amma_age_kheili_

fekr_koni_mibini_mordano_zende_boodan_arzeshe_fekr_

kardano_nadare_hamishe_yadet_bashe_chizi_ke_emroz_ 

dari_shayad_arezoye_dirozet_bo0de_va_bozorgtarin_

arezoye_fardat_pas_hamishe_say_kon_ghadre_

chizi_ke_emroz_dari_khob_bedoni !!!!!!!_!!!!!!!!

از طرف بهترین دوستم علی.

 

+ نوشته شده توسط حامد در دوشنبه دهم مهر 1385 و ساعت 19 |

 

 

خدايا بغض گلومو گرفته

 

كاش مي شد تو...

 

كاش مي شد تو فقط مال من باشي

 

اون قدر دلم مي خواست بهت بگم كه...

 

اما تو گوش نكردي

 

آخه...    آخه...

 

همش فكر مي كنم تو ، تو هموني كه فقط به خاطر من خلق شده

 

مي دوني چيه ،  نمي دونم فكرم درسته يانه

 

 اما ، اما هميشه اينطوري و با

 

اين فكر دوست داشتم ، حالام دارم

                         دلم برات تنگ مي شه ، نمي دونم اين حس دل تنگي خوبه يا نه

 

     اما ، اما دارمش

 

خدايا كاش مي شد...

 

كاش مي شد قلب تموم عاشقا فقط براي يك نفر بتپه

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط حامد در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385 و ساعت 21 |
یادته یه روزبهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده؟ گفتم اگه بارون نیومد چی؟ گفتی اگه چشمهای قشنگ تو بباره آسمون گریش میگیره گفتم یه خواهش دارم:وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نذار گفتی: بچشم. حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمیباره تو هم اون دور دورا وایستادیو داری بهم میخندی
+ نوشته شده توسط حامد در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت 20 |

هر گاه

که تصميم مهم مي گيرم

آن را با تو در ميان مي گزارم

هر گاه که روزي سخت دارم

در کنار تو بودن

دشواري اش را از يادم مي برد

هر گاه که دلسرد مي شوم

از آن چه مي کنم

مي توانم هميشه

به دلگرمي هاي تو تکيه کنم

هر گاه براي من

پيشامد نيکي رخ مي دهد

شادماني تو

نيکي آن را دوچندان مي کند

هر گه رويا هايي نو در سر دارم

مي توانم به پشتيباني تو تکيه کنم

هر گاه که مي بينم

در پي انجام کاري اشتباه هستم

تنها بوسه از تو مرا به راه راست باز مي گرداند

بدان خاطر که مي فهمم

هيچ چيز در زندگي

پر ارزش تر از عشق تو نيست

و من در اوج خوشبختي ام چون در کنار تو هستم

از تو متشکرم

و دوستت دارم!!

 

+ نوشته شده توسط حامد در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384 و ساعت 15 |

از لحظه ديدار تو
دريافته ام که با ارزش ترين احساسي
که انسان مي تواند داشته باشد
عشق است
در گذشته مي پنداشتم
که عشق را تنها در فيلم هاي سينمايي مي توان يافت
و به همين دليل از اينکه تنها بمانم لذت مي بردم
در گذشته مي پنداشتم
که خيلي مستقل هستم
به هيچ کس نيازي ندارم
و اين همه به خاطر اين است که قوي هستم
ولي پس از ديدار تو
دريافته ام
که ديد من به عشق
تنها سرپوشي بود
بر شکست هايي که در رابطه هاي عاشقانه داشته ام
ظاهري نيرومند و بي تفاوت به خود مي گرفتم
تا هيچ کس از انچه حس ميکنم آگاه نشود
ولي پس از ديدار تو
ديگر نمي توانم تظاهر کنم
احساساتم را اشکارا بيان مي کنم
و حالا مي خواهم
انچه را که هميشه در دل داشتم
و از بيان ان مي هراسيدم به دنيا بگويم
بگويم که عشق
با ارزش ترين احساس انسان است
و مي خواهم از تو تشکر کنم
که صداقت من با خود و ديگران
به خاطر تو ست

+ نوشته شده توسط حامد در شنبه پنجم آذر 1384 و ساعت 15 |

واقعاً دوست دارم
گرچه شايد گاهي
چنين به نظر نرسد
گاه شايد به نظر رسد
که عاشق تو نيستم
گاه شايد به نظر رسد
که حتي دوست هم ندارم
ولي درست در همين زمان ها است
که بايد بيش از هميشه
مرا درک کني
چون در همين زمانهاست
که بيش از هميشه عاشق تو هستم
ولي احساساتم جريحه دار شده است
با اين که نمي خواهم
مي بيني که نسبت به تو سرد و بي تفاوتم
درست در همين زمانهاست که مي بينم
بيان احساساتم برايم خيلي دشوار مي شود
اغلب کرده تو که احساسات مرا جريحه دار کرده است
بسيار کوچک است
ولي آنگاه که کسي را دوست داري
آن سان که من تو را دوست دارم
هر کاهي کوه مي شود
و بيش از هر چيزي اين به ذهنم مي رسد
که دوستم نداري
خواهش ميکنم با من صبور باش
مي خواهم با احساساتم
صادق تر باشم
و مي کوشم که اين چنين حساس نباشم
ولي با اين همه
فکر ميکنم که بايد کاملا اطمينان داشته باشي
که هميشه
از همه ي راه هاي ممکن
عاشق تو هستم.

+ نوشته شده توسط حامد در جمعه چهارم آذر 1384 و ساعت 14 |

نترس
از اينکه عاشق شوي
با دل و جان
عشق خشنود کننده ترين
و زيبا ترين احساس دنياست
نترس از دل آزرده شدن
يا اينکه طرف مقابل
به تو عشق نورزد
در هر کاري
خطري هست
و هيچ کاري
پاداشي همچون پاداش عشق 
در بر نخواهد داشت
پس خود را به عشق بسپار
و شاد باش
که آنچه پيش مي آيد
شايد تنها سر چشمه ي حقيقي شادي باشد !!!

+ نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه سوم آذر 1384 و ساعت 16 |

به پيرامون خود مي نگرم
و درختان پر از شکوفه را مي بينم
غروب صورتي رنگ
و کودکان خندان و پر از نشاط را
به پيرامون خود مي نگرم
و مردمي را هم مي بينم که از جنگ هسته اي مي گويند
و در شگفتي فرو مي روم
که چگونه توانسته ايم چنين نيروي ويران گري
در دنيايي چنين زيبا به وجود آوريم
به پيرمون خود مي نگرم
و مي بينم
پر از چيز هاي هراس انگيز است
ولي سپس تو را مي بينم
و مي دانم که عشق من به تو
اراده به من مي دهد
که خوبي هاي زندگي را گرامي بدارم
و کششي تا
با بدي هاي آن بستيزم
تو را مي بينم و مي دانم
تنها عشق 
دلگرمي ماست
بر اين که دنيا
زيبا خواهد ماند
از تو متشکرم
که دنياي مرا زيبا کرده اي.


+ نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه دوم آذر 1384 و ساعت 16 |

هميشه در کنار توام
تا تو را درک کنم
هميشه در کنار توام
تا همراه تو بخندم
هميشه در کنار توام
تا با تو گريه کنم
هميشه در کنار توام
تا با تو حرف بزنم
هميشه در کنار توام
تا همراه تو فکر کنم
هميشه در کنار توام
تا با تو آينده را برنامه ريزي کنم
گر چه شايد
هميشه
همراه هم نباشيم
خواهش ميکنم بدان
که هميشه
در کنار توام
تا عاشق تو باشم

 


 

+ نوشته شده توسط حامد در سه شنبه یکم آذر 1384 و ساعت 19 |


نمي توان در واژه ها گنجاند
احساس مرا به تو
احساس من به تو
نيرومند ترين احساسي است که تا کنون داشته ام
با اين حال هنگامي که مي خواهم آن را به تو بگويم
يا حتي آن را برايت بنويسم
واژه اي را نمي يابم که حتي بتواند
احساسي نزديک به ژرفاي احساس مرا بيان کند
وگر چه نمي توان
جوهر چنين احساس شگفت انگيزي را بيان کرد
مي توانم بگويم در کنار تو چه احساسي دارم
آنگاه که در کنار توام
گويي گلي هستم که شاداب گلبرگ هايش را مي گشايد
آن گاه که در کنار توام
گويي موجي هستم در اقيانوس
که توفنده بر ساحل مي کوبد
آن گاه که در کنار توام
گويي رنگين کماني هستم در پس طوفان
که سر بلند رنگ هايم را نمايان مي سازم
آن گاه که در کنار توام
گويي غرق در زيبايي ها گشته ام
و اين تنها بخش کوچکي است
از احساسي شگفت انگيز که در کنار تو دارم
شايد واژه عشق را از آن رو ساخته اند
تا ژرفا و شکوه احساس من
به تو را بيان کند
و انگار که اين توان را ندارد
ولي بدان خاطر که عشق کماکان بهترين واژه هاست
بگذار هزار بار بگويم
بيش از ((عشق))
عاشق تو هستم.

((I Love You More than ((Love


+ نوشته شده توسط حامد در یکشنبه بیست و نهم آبان 1384 و ساعت 19 |

مي تواند جاودان باشد
اگر هر دوي ما چنين بخواهيم
مي خواهم عشقم به تو
پايدار باشد
مي دانم که اين
به کوشش فراوان هردومان
در خشنود کردن يکديگر
در کمک به يکديگر
عادل و صادق بودن با يکديگر
و پذيرفتن يکديگر،آن سان که هستيم،نياز دارد
هر دو بايد سخت بکوشيم
تا فرديت خود را حفظ کرده
و در عين حال با هم يکي شويم
تا نيرومند و پشتيبان هم
در خوشي و سختي،
تا هيجان انگيز و جالب
براي خود و ديگري باقي بمانيم
هر دو بايد سخت بکوشيم
تا همواره به يکديگر
به چشم با ارزش ترين فرد دنيا بنگريم
تا همواره عشقمان
با ارزش ترين احساسمان باشد
تا هموره ارتباط ميان خود را
جدي ترين و مهمترين پيوند دو تن بدانيم
گر چه شايد هميشه
داشتن عشقي پايدار ساده نباشد
سخت کوشيدن بس آسان است
آن گاه که پاداش آن
زيبايي در کنار هم بودن و عاشق بودن ماست
دوستت دارم.

My Dream of Love

+ نوشته شده توسط حامد در پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384 و ساعت 19 |

 


گروهي از مردم به عشق مي خندند
آن ها به ازدواج مي خندند
آن ها به شادکامي مي خندند

و اين بدان خاطر است که از خاطرات تلخ
در ژرفاي وجود خود رنج مي برند
آن ها به هر چيز زيبا در زندگي
بدگمان و شکاکند
به ايشان گوش مده
عشق نياز يک زندگي شاد است
پس خطر را قبول کن
با تمام قلب عاشق باش
ارزش عشق بيش از اين هاست.

 


+ نوشته شده توسط حامد در شنبه بیست و یکم آبان 1384 و ساعت 19 |

اين زندگي از آن توست

خود تصميم بگير
براي امري که در پي آن هستي
و با شايستگي آن را به انجام رسان

خود تصميم بگير
که در زندگي به چه عشق بورزي
و صادقانه عاشقش باش

خود تصميم بگير
تا در جنگل قدم زده
و بخشي از طبيعت شوي

خود تصميم بگير
تا سکان زندگيت را به دست گيري
اين تنها و تنها از تو بر مي آيد

خود تصميم بگير
تا زندگيت را
نيک،پر هيجان
با ارزش و بس شاداب سازي.

 

+ نوشته شده توسط حامد در جمعه بیستم آبان 1384 و ساعت 13 |

 

                          

عشق                                      بيداد    من

باختن                  يعني                    لحظه                 عشق

جان                          سرزمين             يعني                        يعني

زندگي                                 پاک من عشق                               ليلي و

قمار                                                                                    مجنون

در                              عشق يعني ...           شدن

ساختن                                                                               عشق

دل                                                                                   يعني

كلبه                                                                        وامق و

يعني                                                                   عذرا

عشق                                                           شدن

  من                                                عشق

 فرداي                                يعني

  كودك                        مسجد

  يعني             الاقصي

عشق  من

 

عشق                                      آميختن                                         افروختن

يعني                                 به هم          عشق                               سوختن

چشمهاي                      يكجا                    يعني                       كردن

پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

خون/ درد                                                   بيشمار

 

  عشق                                 من

    يعني                           الاسرار

    كلبه                  مخزن

         اسرار     يعني      

 

+ نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1384 و ساعت 16 |